قهرمان ميرزا عين السلطنه

3602

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

1330 چهارشنبه پنجم محرم 1330 ، پنجم جدى - هوا بد نيست و بسيار تشكر دارد . ارزاق همه گران است . گندم سى تومان پيدا نمىشود الموتى تمام « برنج و آش ارزن مىخورد و نان بسياربسيار كم است . در زوارك ملا يوسف روضه مىخواند اما بد مىخواند . اعلانهاى خودم در به دو ورود هم دو اعلان از طرف من به درب قلعه چسبانيده شد . يكى قدغن از توقف شب در قلعه و نبودن ناهار براى مردم . ملاقات خصوصى جمعه و دوشنبه ساير ايام براى ساير كارها . ديگرى منع از استعمال چاى و قند و همراهى با عموم ملت كه هر دو اعلان مثل اعلانهاى مملكتى ما بىاثر شد . هم ناهار آمدند خوردند هم چاى صرف كردند . تلگراف قوام السلطنه سواد تلگرافى اسعد الحكماء فرستاده بود از قوام السلطنه وزير داخله كه به اهتمام اولياى امور نزديك است امورات و التيماتوم روس اصلاح شود . اهالى از اقدامات سوء كه باعث تنفر دولت همجوار شود پرهيز نمايند . اين تلگراف را هم به خط جلى نوشته در گوشهء ديگر دروازهء قلعه چسبانديم . اينها تمام محض اين است كه از كيد و دسيسهء شيخ محمد على كه مردم را اغوا مىكند من ايمن باشم . داشناكسيون اين ايرانيهائى كه « داشناكسيون » شده كه استقلال ارامنه را طالبند هيچ تاريخ نمىدانند كه نصف مملكت آباد خوب ارمنستان ملك طلق دولت ايران حاليه است و چون ارامنه از آنچه در تصرف عثمانى و روس است مأيوس هستند ، اين انقلاب ايران را فوز عظيم دانسته به آتش آنها دامن مىزنند بلكه آنچه در تصرف ايران است به يك وسيله مسترد دارند . اما همچو چيزى محال است . روس نمىگذارد خواه شيخ محمد على و ميرزا حسين خياط و امثال آنها همراهى كنند ، خواه ننمايند .